صبح زود غم اندود شدیم و مفکور! خب امروز همین جوری که صبحونه می خوردم سخنرانی جناب اوباما رو ملحوظ نظر واقع کردم! :دی وقتی حرف می زد وقتی ملت یه صدا می گفتن yes we can ، وقتی حرف می زد وقتی خوشحالی می کردن فکر می کردم به خودم به شماها حتی به تمام اون آدم های لینک های لینکدونیم فکر می کردم به دانشگاه سیاسی مون به بچه های انجمن اسلامی به احمد به ایران به اون شیرینی های آزادی بچه ها که می گفتن، به خوشحالی آمون واسه تبرعشون، صدای احمدی ن.ژاد و خ اتمی و رفس.نجانی و مقام. معظم اینکه جای صحبت های به روز و پر از انرژی و شادی از پیرزی به بزرگی رئیس جمهوری یه مملکت می آن و از خدا و امام و شهیدان و ولی عصر تشکر می کنن و دریغ از شادی من باب پیروزی! شاید همین که اینقدر تصنعیٍ اینقدر دل به هم زنه!

No comments yet
خوراک دیدگاههای این نوشته