این روزها دلم واسه خود خودم تنگ شده… چقدر مجبوریم نقش بازی کنیم حتی اگه همیشه لاف “خودٍخود ” بودن رو بزنیم و حتی اگه همیشه سعی کنیم، اما باز هم باید به چرخ بقیه چرخید اگه نچرخی اگه نچرخیم نابود می شی فرسوده می شی … می شی من که وقتی دارم همین جوری تو خیابون را می رم هم جا رو بارونی می بینم می شی من که دیگه این قسمت جوونی رو ندارم که سختم شدن آدما که سختم سده اجتماع … اما …اما هنوز که هنوزه می گم اگه نچرخیم خلاف این روزگار کی درست می شه چه جوری درست می شه؟ کی می شیم اونی که باید باشیم…. خدایا…

No comments yet
خروجي خام اطلاعات براي نظرات اين مطلب