عصر – بعد از کلاس – من و استادی که باهاش مدتی کار کردم!

استاد: من با شما یه لحظه کار دارم وایسید لطفا… من خیلی خوشحالم که با من درس دارید و تو این کلاس هستید… چه خبر ؟ چه کار می کنید؟ درس ها خوبه خانوم nm؟

من: بله ممنونم استاد منم خوشحالم با شما کلاس دارم.(توی دلم داره واسه کار جدید قند آب می شه!)

استاد: بله ممنون ، خانوم nm می شه پنجشنبه ساعت 8 به من یه زنگ بزنید؟ یاد آوری فوق العاده ساعت 8.30 رو بکنید!!!!!!!!!!

نگاه های چپ چپ من به استاد – آخه من منشی ام مگه؟

پنجشنبه راس ساعت 8

من: سلام استاد صبحتون بخیر، فرموده بودید خدمتتون تماس بگیرم بابت اینکه  کلاس 8.30 فراموشتون نشه!

استاد: بله من دانشگاه هستم! (پشت تلفن منفجر می شوند!!!!!!)

من: بله…خدانگهدار!